Home | Exhibitions | Photographers | Student Projects
News (Persian) | Links | Weblog (Persian) | Guest Photographers | About
 
وبلاگ هاي عكاسي

بابک برزویه
حسن سربخشيان
داریوش کیانی
دوربين ديجيتال
ساتیار امامی
عکاسباشي
عكاسي
علی خلیق
كارگاه
کاوه بغدادچی
گوهر و حامد
محمد خیرخواه
منصور نصیری
موسسه تحقيقات
و مطالعات عکاسي آبگينه
يلدا و مهدی


جمعه 15 خرداد 1388    11:34:07 AM


سايه اي در خاك

از ۲ تا ۹ خرداد سال جاري ۱۲ عكس رنگي و ۱۲ عكس سياه و سفيد از آثار «مريم كريمي» از اعضاء گروه «آمونت» با عنوان «سايه اي در خاك» به روي ديوار گالري تماشا، در شهر قزوين رفته بود كه نگاهي ديگر به كشورمان ايران دارد.
عكس هاي زير تعدادي از عكس هاي رنگي آن نمايشگاه است كه مي بينيد.
اين اولين نمايشگاه انفرادي مريم كريمي بود و از طرف انجمن سينماي جوان قزوين حمايت مالي شده بود.


Photo by: Maryam Karimi


Photo by: Maryam Karimi


Photo by: Maryam Karimi


Photo by: Maryam Karimi

[چاپ]      نظرات شما [2]   


سه شنبه 5 خرداد 1388    5:35:37 AM

فضايي پر از خالي

امروز سه شنبه ۵ خرداد نوشته اي تحت عنوان «فضايي پر از خالي»  در روزنامه اعتماد از صالح تسبيحي درباره نمايشگاه «گراند هتل» كه از ۱۷ تا ۲۸ ارديبهشت سال جاري از عكس هاي مهدي وثوق نيا  و ويدئو تورج خامنه زاده در گالري آريا بر پا بود به چاپ رسيده است كه در پي مي آيد:


Photo by : Mehdi Vosoughnia

محيط خالي انباشته از سکوتي که مهدي وثوق نيا براي عکاسي انتخاب کرده، به خودي خود آنقدر آميخته با وهم و خيال هست که موضوع قرار دادن آن به وسيله هر واسطه هنري، براي هر هنرمندي وسوسه انگيز باشد.
نمايشگاه «گراند هتل» روايتگر صورت هاي مبهم و بازيافته شده در وهم است. بد نيست پيش از هر چيز به نکته يي اشاره شود؛ عکاس و سازنده ويدئو هر دو اهل قزوين اند و گراند هتل مورد بحث هم در قزوين واقع شده.
اين تمايل به تقسيم امري که در زادگاه آنها موجود است، در اصل تمايل به گستردن انديشه يي است که خود را تنها محور جهان نمي داند زيرا بدون آنکه به عناصر محلي اشاره کند، محيطي را روايت مي کند، و زباني براي روايت انتخاب مي کند که صميمانه در تلاش است حظ بصري خود را تقسيم کند. نزديک شدن به خويشتن و کند و کاوي که در روح شده و حالي که از ديدن يک محيط، شايد در چند قدمي خانه خود به او دست داده، به واسطه تصوير به ما منتقل مي شود. آنچه شايد بيش از هر چيز هنر معاصر ايران به آن نيازمند است همين صميميت و تلاش براي بازنمايي حس شخصي در قالب زباني جمعي است. وثوق نيا از ديد مخاطبان عموماً بيگانه به موضوع خود نگاه نکرده است که در آنها بايد کليت هاي «کارت پستالي» مد نظر قرار داده شود. او کوشيده است ديد يک اهل قزوين را به ديد همه اهل جهان بسط دهد. اينکه آيا او و خامنه زاده در اين تلاش چقدر موفق بوده اند بحثي ديگر است. در نمايشگاه «گراند هتل» حد ميانه رعايت شده است؛ حدي که يک سرش خودنمايي کاملاً شخصي ايستاده و چون ديواري، حائل است ميان اثر و بيننده، و سر ديگرش به ابتذال ابزار گرفتن عناصر محلي همچون تخت جمشيد يا زيگورات، آنچنان که دوربين يک توريست مي بيند (و در نتيجه کار را هم با همين ديد مي خرد) مي رسد. استفاده از اندام، بدن و حالات هنرمند به وسيله خودش و در اثر خودش نوعي از همين خودنمايي است؛ خودنمايي که به اتفاق يا عمد، اثر هنري را به تصويري حديث نفسي تنزل مي دهد. مخاطب ملزم نيست به واسطه طرح اندام و چهره تان و به همراه شما در پيچ و خم هاي شخصيت تان همراه شود. تصوير جهانشمول معمولاً نوعي از «خودروايتگري» همراه دارد که به واسطه آن اين «درد مشترک» (اگر دردي وجود داشته باشد) براي هرکس در هر نقطه دنيا آشناست. از اين منظر عکس هاي مهدي وثوق نيا توانسته اند موفق شوند ما را با خود همراه کنند؛ همراهي در سفري تاريخي به عمق پوسته هاي ديواري کهنه، ترکيبي در بنيان قجري اما تکه و چند دست شده به وسيله تاريخ، کاشي هاي سفيد کارخانه يي، درهاي چوبي، نماينده زندگي شهري دهه هاي 20 و 30 و ديوار هايي که همه تا کمر تيره رنگ شده اند و بالاتر، روشن تر شده. خطي که ميان آنها حائل است انگار خطي است که ميان ما و روزگار گذشته کشيده شده و تخت و زمين ديوارها را نه خالي، که انباشته از ارواح مي نماياند. هتل قديمي انتخاب خوبي است. در هتل يا مهمانسرا همه جور آدم پيدا مي شود. مهمانخانه ها مورد انتخاب بسياري از نويسندگان بزرگ ادبيات جهان به عنوان محل رخ دادن داستان بوده اند.


Video by : Tooraj Khamenehzadeh

«باباگوريو» بالزاک پيرمردي است مرموز که در ميهمانخانه يي اقامت دارد. بخش اعظم رمان شياطين (جن زدگان) داستايوفسکي در ميهمانخانه هاي سن پترزبورگ مي گذرد. در «نفوس مرده» شخصيت اصلي داستان جواني است که در ميهمانخانه اتراق مي کند و غذا مي خورد. در ميهمانخانه اصل بر موقتي بودن همه چيز است. اصولي بديهي همچون همسايگي موقت وجود دارد که باعث آشنايي ها مي شود. نظمي که توسط يک ميهمانخانه به ميهمانان اعمال مي شود، نظمي است مورد پذيرش همگان؛ آمدن، کليد گرفتن، بي سر و صدا بودن، از همه مهم تر خوابيدن، ماندن در اتاق براي ساعت ها و حتي روزهاي متوالي و گاه سال ها زيستن در يک ميهمانخانه . آثار وثوق نيا و ويدئو خامنه زاده اين تداعي را قوت مي بخشند که براي در و ديوارهاي همچنان ايستاده اين ميهمانخانه ديگر هيچ چيز مهم نيست. همه چيز به شکلي سرد و يکسان در حافظه ديوار محفوظ است. اما مهم نيست و هيچ تفاوتي ندارد کسي راه برود و تمام شب بي خوابي به سرش زده باشد يا نشسته و دائم سيگار بکشد. هرچيز و هرکس با هر حال و قصه يي تنها آمده و رفته است و اکنون اين اتاق خالي خالي است.
در ميهمانخانه تمام توجه معطوف به فرديت است. تعداد تخت ها نوع اتاق را معلوم مي کنند و ظرفيت ميهمانخانه با تعداد تخت هايش معلوم مي شود. فرد مجبور است نام شخصي خود را در دفتر ميهمانخانه ثبت کند و آداب فردي بر فضاي جمعي ميهمانخانه حاکم است. شايد از اين روست که در تصاوير وثوق نيا از عکس هاي انفرادي آدم ها استفاده شد و هيچ کجا خبري از جماعت نيست. خوابيدن در ميهمانخانه شايد مهم ترين دليل اختراع آن باشد. در نتيجه اين توجه است که در يکي از تصاوير تختي خالي و فرسوده با فنرهاي دررفته، زير پنجره يي رها شده است و بيشتر به زندان مي ماند تا اتاق اختياري يک ميهمانخانه.


Photo by : Mehdi Vosoughnia

    تخت و زمين و پوسته هاي ديوار، مردهاي جوان و ميانسال تنها و گاه سرگردان، گاه مسافر براي کار و گاهي جوينده براي يافتن خلوتي محض خودکشي را تداعي مي کنند. رنگ آبي غالب در فضا نيز به اين فرديت تنهاي سرد دامن زده است. اما چهره يي مشخص و واضح که چندان هم با عناصر بصري کار هماهنگ نيست، اين خيالبافي را محدود مي کند به يکي از اين روايت ها. و در نتيجه قدرت بي پايان تاويل بيننده را تحليل مي برد. در ويدئوي «خامنه زاده» نيز اين تخت پر از خالي مورد توجه قرار داده شده. البته حذف زوائد و انتخاب کادرهاي ساده کمک کرده اند نيروي تخيل و تاويل آدم به کار افتد. اما شايد بتوان گفت همچنان آن تخت و آن پنجره و بافت اتاق کافي هستند. عکس ها گذشته از تفاوت هاي ظاهري شان مجموعه يي يگانه هستند که نمايشگاه را به يک اثر واحد، يک روايت يک کلمه يي مبدل کرده اند. شيشه هاي رنگي و پنجره ها، با آن نور کج تاب مخصوص بنا هاي 100 سال پيش نيز طوري کادربندي شده اند که حضور آدم هاي گذرنده در اين سال ها به خوبي ملموس شود. اما به گمان من ديوار و شيشه و قاب خالي براي القاي اين خالي انباشته از روح کفايت مي کند. کارها گاه به وسيله تصوير چهره به پرگويي افتاده اند. شايد وثوق نيا ترجيح داده است حس و حرف خود را با صراحت بيشتري ابراز کند. بنابراين از عکس هاي پرسنلي و تک عکس هاي آتليه يي قديمي استفاده و آنها را با در و ديوار ها ترکيب کرده است. تاکيدي که اين صراحت به بار آورده اما همه جا به سود تصوير تمام نشده و گاه با تکرار يک عکس به شکل قرينه در دو طرف کادر، تصوير دچار بازي بصري شده و صراحت مد نظر خالق اثر مخدوش شده است. اين پرگويي گاه باعث شده است ظرفيت هاي متعدد فضا زير سايه بي قراري هنرمند براي گفتن از حس خود گم شود. بي قراري خالق اثر به اين خاطر است که فضا پر از حالات «نوستالژيک» و خلاصه همه آن چيز هايي است که روح حساس و دقيق او را تحريک کرده است. در راستاي ابراز همين بي قراري گاه عکس آن آدم با گراند هتل، که گاهي به عنوان پس زمينه در نظر گرفته شده، به خوبي چفت و بست شده است. پيرمردي نشسته و عصا به دست، در زمينه يک حياط کهنه خزان زده به تصوير کشيده شده و پنجره يي چوبي و کهنه با شيشه هاي رنگي محصورش کرده اند.


Photo by : Mehdi Vosoughnia

    مي توان رگ، پي و استخوان پيرمرد را به اين حياط و عصاي او را به اين قاب تشبيه کرد.
    در اولي حسي از زيست آميخته با کهولت و فنا همچون درختان آن حياط، ايستا در پس سال هاي بسيار ولي سرانجام خشک شونده و فنا پذير نشان داده مي شود و در دومي پايداري سرسخت اشياي چوبي چون عصا و پنجره. در تصويري ديگر، بالاي کاشي هاي شکسته گوشه ديوار و روشويي نه چندان کهنه يي، چهره مردي جوان قرار داده شده. کنار هم قرار دادن هوشمندانه اين دو تصوير يک قصه ساخته است. اين کار از آن رو هوشمندانه است که با ساختار رواني يک جوان يا آدم سرپا هماهنگ تر است که به روشويي برود و دست و روي خواب زده صبحگاهي اش را بشويد تا يک پيرمرد. قصه يي که در اين تصوير به بيننده گفته مي شود داستاني است که شايد براي گفتن آن به زبان کلمات بايد رماني قطور نگاشت؛ قصه يي که «خامنه زاده» نيز مي گويد اما زبان او براي قصه پردازي اندکي لکنت دارد. ناهماهنگي نورهايي که به آدم متحرک در اتاق مي تابند نورهايي مصنوعي و ناشي از نورپردازي هستند که با رنگ و نور طبيعي و وهم زده اتاق خوانايي ندارند. راه رفتن و نشستن و آرام گام زدن آن آدم نيز به حالاتش فرمي تصنعي داده اند که آن را از زمين کاملاً جدا کرده. هيچ قصه يي را نمي توان تعريف کرد مگر آنکه بسترش را در نظر گرفت و شخصيت را با آن هماهنگ کرد. در عکس هاي وثوق نيا اما ترکيب ها يکدست ترند. و عکس هاي چهره ها احياناً مربوط به تاريخي هستند که هنوز اين هتل جان داشته. بافت شان با ديوار ها هماهنگ است و شکل چهره ها اغلب با شکل پنجره يا زمان و ديوار در بده بستان است.


Photo by : Mehdi Vosoughnia

بنا بر اين طراح اثر هر کجا جسارت ورزيده و قسمت هايي از چهره را براي درهم شدن با زمينه بريده است نتيجه يي بهتر گرفته. به طور مثال در يک تصوير قابي رواقي ديده مي شود که چشمي از خلال شيشه هاي آن به نقطه يي نا معلوم نگاه مي کند. در اين تصوير همه چيز براي عنصر مرکب با خود برش خورده و در آن دخل و تصرف شده و در نتيجه اثري کاملاً يکدست و زيبا به دست آمده که مي تواند براي اجرا هاي بعدي هنرمند در اين سياق الگو شود.
اثر مذکور امکانات وسيع «ميهمانخانه» را که بحث اش رفت و نيز عکس هاي قديمي را براي به کار رفتن درهم نشان مي دهد. در اين تصوير آدمي که روزگاري از اين قاب به بيرون نگاه کرد، انگار اکنون در آن حلول کرده و حيات روحاني يافته است. شايد اگر در اين نمايشگاه از چيدماني خاص و ايده مند، که مانند کارها ساده و در عين حال تداعي کننده محيط «گراند هتل» مي بود، استفاده مي شد، نتيجه يي بهتر هم به دست مي آمد. مثلاً مي شد از اشياي داخل آنجا در محيط نمايشگاه استفاده کرد و با چيدماني خاص از آنها اثري مکمل به دست آورد. يا عکس ها چنين ساده روي بوم، آويخته به ديوار نمي بودند و همچنان که در آن هتل تصوير همواره مشغول حرکت و زنده شدن در خيالات آدم است، کارها به شکلي متفاوت در محيط خالي نمايشگاه چيده مي شدند. بايد توجه داشت که فضاي يک گالري (مانند هر محيط موجود در ملأ) به دو بخش مثبت و منفي تقسيم مي شود.
از اين منظر نمايشگاه «روايت هاي محيطي منفي»، تنها در نقاط مثبت گالري (ديوارها) اجرا شده بود، زيرا تمام تصاوير به وسيله کامپيوتر بازسازي و ترکيب شده اند و اين خود امکان مي دهد که نمايشگاه از يک اجراي فکرشده تر بهره ببرد. کنار هم قرار گرفتن ويدئو و عکس ها و انتخاب موضوعي چنين، و نحوه پردازش آنها مجموعه يي جالب توجه به دست داده است که اگر با اجرايي متفاوت که در عين حال ساده و تاثيرگذار همراه مي شد، نمايشگاه «گراند هتل» را به يکي از بهترين نمايشگاه هاي امسال و شايد بهترين محصول همکاري دو هنرمند پرکار تبديل مي کرد.

[چاپ]      نظرات شما [2]   


شنبه 2 خرداد 1388    7:18:43 AM

" گذشته استمراری"


Photo by : Babak Kazemi


نهمین نمایشگاه عکس بابک کاظمی " گذشته استمراری" نام دارد که همچون گذشته تشکیل شده از فتو مونتاژ های این عکاس جوان اهوازی که حال پایتخت نشین شده و چون همگان در پی سریع به نتیجه رسیدن است. وی در این نمایشگاه 30 عکس در ابعاد 70×100 سانتیمتر  با ته رنگ قهوه ای که در همه آنها یک تکه ابر تکراری وجود دارد آثارش را عرضه کرده است .


Photo by : Babak Kazemi


چندی پیش نیز نشر ماه ریز عکس‌های این نمایشگاه را در قالب مجموعه "چشم" به چاپ رسانده بود که بعد از دیدن کتاب به نظرم رسید که تعداد زیادی از عکس ها تکرار ی می باشد و  همین مسئله در نمایشگاه حاضر او نیز به چشم می خورد. به نظر می رسد کاظمی به دلیل پیشینه طراحی گرافیک که داشته، تعلق خاصی در عکس های دستکاری شده و تصویر سازی پیدا کرده است و دغدغه عکاسی ناب زیاد در دنیای او جایی ندارد.
 اینکه در کدام از مجموعه هایش شیوه تصویرسازی خوب از آب در آمده مسئله مهمی است که باید جستجو کرد .  کاظمی پرکار است و می خواهد ثابت کند که می تواند درکنار این پرکاری به نتیجه برسد. برایش آرزوی موفقیت های بیشتر را آرزومندیم.


Photo by : Babak Kazemi


Photo by : Babak Kazemi


Photo by : Babak Kazemi


Photo by : Babak Kazemi

علاقه‌مندان می‌توانند برای دیدن آخرین عکس های او تا یازدهم خرداد هر روز از ساعت 11 تا 19 (پنجشنبه ها 17 تا 20) به گالری راه ابریشم، واقع در خیابان فرمانیه، جنب فروشگاه شهروند، شماره 103 (112 قدیم) مراجعه نمایند.

[چاپ]      نظرات شما [0]   

آرشيو

شهريور 1389
مرداد 1389
تير 1389
خرداد 1389
ارديبهشت 1389
فروردين 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهريور 1388
مرداد 1388
تير 1388
خرداد 1388
ارديبهشت 1388
فروردين 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهريور 1387
مرداد 1387
تير 1387
خرداد 1387
ارديبهشت 1387
فروردين 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهريور 1386
مرداد 1386
تير 1386
خرداد 1386
ارديبهشت 1386
فروردين 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهريور 1385
مرداد 1385
تير 1385
خرداد 1385
ارديبهشت 1385
فروردين 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهريور 1384
مرداد 1384
تير 1384
خرداد 1384
ارديبهشت 1384
فروردين 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهريور 1383
مرداد 1383
تير 1383
خرداد 1383
ارديبهشت 1383
فروردين 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهريور 1382
مرداد 1382
تير 1382
خرداد 1382
ارديبهشت 1382
فروردين 1382
اسفند 1381
بهمن 1381


webmaster@iranqpg.com