Home | Exhibitions | Photographers | Student Projects
News (Persian) | Links | Weblog (Persian) | Guest Photographers | About
 
وبلاگ هاي عكاسي

بابک برزویه
حسن سربخشيان
داریوش کیانی
دوربين ديجيتال
ساتیار امامی
عکاسباشي
عكاسي
علی خلیق
كارگاه
کاوه بغدادچی
گوهر و حامد
محمد خیرخواه
منصور نصیری
موسسه تحقيقات
و مطالعات عکاسي آبگينه
يلدا و مهدی


يكشنبه 27 دي 1388    4:29:31 PM


او پایان نمی یابد


Photo by: Mehdi Vosoughnia

او پایان نمی یابد، چرا که سالهاست با عکس هایش تکثیر شده است.
عکس های سیاه اش، عکس های سفید اش. 
وقتی عکاس می شوی. وقتی می نگری، وقتی به ثبت درمی آوری. ظهور می شوی در خودت.
شاید تنها آن هنگام است که در می يابی رفتن ات درست مثل آمدن ات است.
و او همانطور عکاس بود که باید می بود.
او شاید رفته باشد اما هست و می خندد همچون عکس چهره اش بر سینه دیوار.

یاد بهمن جلالی معلم عکاسی کشورمان گرامی


Photo by: Mehdi Vosoughnia


Photo by: Mehdi Vosoughnia


Photo by: Mehdi Vosoughnia


Photo by: Mehdi Vosoughnia


Photo by: Mehdi Vosoughnia


Photo by: Mehdi Vosoughnia


Photo by: Mehdi Vosoughnia


Photo by: Mehdi Vosoughnia


Photo by: Mehdi Vosoughnia


Photo by: Mehdi Vosoughnia


Photo by: Mehdi Vosoughnia

[چاپ]      نظرات شما [0]   


شنبه 26 دي 1388    7:26:41 AM

برای او که به ما نگاه کردن را آموخت


Photo by: Mehdi Vosoughnia /2009

«بهمن جلالی» آخرین سیگار عمرش را خاموش کرد تا دیگر آرام گیرد.
برایش آرامش ابدی آرزو می کنیم برای او که به ما نگاه کردن را آموخت.
یادش در میانمان، همچون عکس هایش جاودانه است.

مراسم تشییع پیکر او  ساعت 9 صبح روز یکشنبه بیست و هفتم دی از مقابل خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود. همچنین مجلس بزرگداشت وی ساعت 18 تا 19/30 سه شنبه بیست و نهم دی در مسجدالرضا واقع در خیابان خرمشهر، خیابان شهید عشقیار، میدان نیلوفر برپا خواهد شد.

[چاپ]      نظرات شما [3]   


جمعه 25 دي 1388    11:35:34 AM

و ناگهان چقدر زود دیر می شود!


باز هم مثل همیشه  یک اس ام اس لعنتی به تو می گوید که « بهمن جلالی» درگذشت!

عصر جمعه ات سنگین تر می شود  وقتی مثل احمق ها خبرگزاری ها زیر و رو  می کنی و با حالتی بهت زده باور می کنی که خبر صحیح است « او ساعت 15 روزجمعه 25 دی ماه  در بيمارستان تهران كلينيك تهران به خاطر حاد شدن مشكلات كبدي دارفاني را وداع گفت».
او 40سال عکاسی کرد و هیچ وقت دوربین اش را زمین نگذاشت . نوشتن درباره اش توی این لحظات خيلي برايم مشکل است.
ضایعه درگذشت این استاد برجسته عکاسی ایران را به جامعه عکاسان ایران و رعنا جوادي تسلیت می‌گویيم.

[چاپ]      نظرات شما [1]   


جمعه 11 دي 1388    6:08:38 AM

تناوري رؤيا ؛ تكيدگي واقعيت

درست پس از افتتاحیه نمایشگاهی با عنوان «165 سال عکاسی ایران» در موزه Quai Branly که چند ماه پیش در پاریس برگزار شد، زمزمه هایی در باره اين نمايشگاه در محافل عکاسی شکل گرفت. آنهایی که خود دراین نمایشگاه حضور داشتند اولین کسانی بودند که به سطح کیفی این نمایشگاه نقد داشتند. آنها این نمایشگاه را در حد و اندازه عکاسی ایران نمی دانستند و اعتقاد داشتند که این نمایشگاه بسیار شتابزده و با عنوانی جامع چهره عکاسی ایران را به درستي به نمايش نگذاشته است.
درباره برگزاری این نمایشگاه نوشته ای از کورش ادیم در آخرین شماره نشریه تندیس به چاپ رسیده که در اینجا مي آيد.


                                            تناوري رؤيا ؛ تكيدگي واقعيت
                          پيرامون نمايشگاه « 165 سال عكاسي ايران» در پاريس

                                                        كورش اديم

علي رغم جستجوهاي فراوان به كوشش مكتوبي از سوي جامعه منتقدين و اصحاب رسانه هاي مربوط، در خصوص تحليل و نقد نمايشگاه «165 سال عكاسي ايران» در پاريس بر نخوردم تا مسئوليت نگارش متن زير
را از من ساقط كند متني كه خلا انتشار آن از سوي جامعه ي تجسمي و علي الخصوص جمعيت عكاسان و علاقمندان جدي به عكاسي در رسانه هاي  فراگير، شبهه برانگيز و سؤال آور است.
تمام كوشش من نيز در جملاتي كه پيش روي شماست بر اين صرف خواهد شد كه اداي ديني به يك
وظيفه ي حرفه اي و تاريخي (در انتقادي صادقانه و اظهار نظري عادلانه توام با درك شرايط حاكم بر برگزاري اين چنين نمايشگاههايي) باشد.
چندي پيش كه شنيده شد در پاريس فوتو 2009، بخش ويژه اي به عكاسي ايران وعرب اختصاص داده شده و قرار است نمايشگاه يا نمايشگاههايي مقارن يا موازي در حدود تاريخ برگزاري پاريس فوتو (يا اندكي پس و پيش ) تحت عنوان عكاسي ايران وعكاسان ايراني برگزار شود اسباب شادماني جامعه عكاسي ايران و علاقمندان به آن فراهم شد و اين سرور و شادي زماني بيشتر شد كه مقرر شد مدير هنري اين نمايشگاهها خانم آناهيتا قبائيان (مدير گالري راه ابريشم در تهران) و دبيران آن آقايان بهمن جلالي و حسن سربخشيان باشند كه نقش خانم آناهيتا قبائيان در ايجاد اين امكان و موقعيت ويژه براي عكاسي ايران و نمايش و ارائه به موقع و شايسته آن، در خور تقدير و سپاس است.
در خلال همان ماه ها و ايام كه اطلاعات برگزاري اين نمايشگاهها  ناقص، غير شفاف و غير متعهدانه به گوش جامعه ي  گوش به زنگ عكاسي مي رسيد شنيده شد كه عنوان نمايشگاه  اصلي كه در موزه ي معظمي در پاريس برگزار خواهد شد «165 سال عكاسي ايران» خواهد بود. اما نگراني جامعه عكاسي از همان زمان با شنيدن برخي نامها و نشنيدن برخي ديگر در ليست برگزار كنندگان، بروز كرد و در گفته ها و زمزمه ها و گمان ها  گم شد تا روز 22 نوامبر 2009 كه راقم سطور شخصا به ديدن نمايشگاه در پاريس توفيق يافتم و از معماري زيبا و فضاي دلپسند موزه ي Quai Branly لذت بردم.
در پله هاي ورودي سه پرده با تصاوير دائم التغيير تعدادي از عكس هاي به نمايش درآمده را نشان مي داد. پس از طي مسيري كمابيش مارپيچ به نمايشگاه موعود  (كه با پوستري منقش به يكي از عكس هاي مهدي منعم آغاز مي شد) رسيدم. در ديوار ورودي نيم طبقه اول كه ميزبان عكس هاي ايراني بود در متن مقدمه گوني كه بر ديوار بود يك واژه تركيبي خودنمايي مي كرد و آن Major Photographer بود كه پس از خواندن عنوان بزرگ و تعهدآور «165 سال عكاسي ايران» انتظار مخاطب جستجوگر را مضاعف مي كرد.


نمايشگاه با عكسهايي از تاريخ عكاسي ايران  و عكس هاي دوره قاجار در سالن اول شروع شده با آثاري تحت عنوان مروري بر عكاسي هنري ايران به اتمام مي رسيد.
براي تدقيق در اين نمايشگاه از زوايا و مداخل مختلفي مي توان طرح مبحث كرد:
1-عنوان نمايشگاه و ادعاي مستتر در آن، 2-نحوه ي انتخاب آثار با تكيه بر حساسيت به وجود آمده بر اساس عنوان نمايشگاه، 3-كميت و كيفيت آثار ارائه شده، 4-برش ها و گسستهاي پيداشده در روند تاريخي اين 165 سال از قاجار تاكنون و 5-ردگيري معناي معاصر  وMajor بودن در آثار ارائه شده و عكاسان خالق آنها در قسمت پاياني نمايشگاه.
پر واضح است كه انتخاب عنوان مخاطره آميز و مسئوليت برانگيز 165 سال عكاسي ايران ( كه به مراتب از عناوين نمايشگاههاي مشابهي چون «نگاه ايراني» « نقره ي ايراني» و ... جامع تر و حساس تر و انتظار آورتر مي نمود) راه را بر هرگونه قصور، جانبداري و سطحي نگري خواهد بست و انتظار مخاطب بين المللي را از منتخب فاخري از گذشته، حال و آينده ي احتمالي عكاسي ايران  شكل خواهد داد. با اين وجود نگاه محدودنگر انتخاب كنندگان و دايره ي محدود انتخاب شدگان (كه به نظر مي رسد از ارتباط هاي فعلي و آشنايي ها و روابط دم دستي براي انتخاب برخي از آنها بيشترين بهره برده شده) بر نمايشگاهي كه انتظار مي رود فراگيرتر باشد و تعدادي از شاخص ترين اعضاي جامعه ي عكاسي در آن حضور داشته باشند، سايه افكنده است.
مخاطبان فهيم اين نمايشگاه پس از ديدار از آن و در هنگام خروج از موزه ي Q.B در اين گمانند كه
بسته اي گويا و گرانبها از گذشته و حال تاريخ عكاسي ايران را با خود مي برند اما دريغ كه به گواه شهادت ناظران و ناقدان بي طرف و گاه دلسوز عكاسي ايران و اعتقاد من و بسياري ديگر چون من از جامعه ي عكاسي و هنرهاي بصري (كه به دلايل و مصالحي در اين ايام به اعلام نظرات شفاهي و محفلي قناعت نموده اند) اطلاق عنوان « 165 سال عكاسي ايران» كوتاهي و بي انصافي است و چون قبايي است كه بر قامت نحيف نمايشگاه، گشاد است و ايضا انتساب واژه ي Major به برخي از عكاسان صاحب اثر  تعارف  و تمكين و توجه زودرس و اين نظر زماني تائيد مي شد كه با چند تن از بازديد كنندگان متخصص خارجي آشنا با عكاسي ايراني به گفتگو نشستم.
راهكاري كه مي تواند نمايشگاههايي از اين دست را تا حدي از خطرات مشابه نجات دهد جداسازي فعالان  و شاخصان حوزه عكاسي بر اساس نسل و دوره تاريخي آن است كه در گرافيك به طور واضح تري شاهد آن و نتيجه اش بوده ايم كه در اين شكل، حساسيت ها و شائبه هاي مربوط به كيفيت و كميت و اعتبار و تاثير آثار به نمايش درآمده با ارجاع به نسل و سن و سال و مقطع زماني توليد اثر هنري توسط هنرمند برطرف خواهد شد و اين خود موجب تسهيل در نقد و تحليل آثار و طبقه بندي آن مي شود.
به اعتقاد من مي شد عنواني را انتخاب كرد كه تا اين اندازه جامع، كامل و مسئوليت برانگيز نباشد و دوره ي زماني به اين اندازه طولاني كه كل طول تاريخ عكاسي ايران تا به امروز را در بر مي گيرد در عنوان انتخاب شده گنجانده نشود.
آقاي جلالي بيش از هر كسي مي داند كه برگزاري نمايشگاهي از بخش آغازين تاريخ عكاسي ايران (نخستين سالهاي ورود عكاسي به ايران تا پيش از دستور ناصرالدين شاه به تاسيس عكاسخانه هاي عمومي) به مراتب فضايي بيش از آنچه كه به كل نمايشگاه اختصاص داده شد نياز داشت و تحقيقا نمايش منتخبي از عكسهاي دوره ي انقلاب، دوره ي جنگ تحميلي، دوره ي بازسازي و اصلاحات  و نيم دهه ي اخير تاريخ ايران، هر يك فضايي مشابه را مي طلبيد و براي نماياندن گوشه اي از عكاسي به اصطلاح هنري نيز كه به تنهايي خيل علاقمندان و مدافعانش ( به يمن امكانات  ديجيتالي و نرم افزاري) از عدد برگهاي درختان افزون شده (و تشخيص سره از ناسره  و نقد علمي در اين حيطه كار دشواري مي نمايد و آموزشهاي عمومي و تخصصي مفصلي طي سالهاي متمادي مي طلبد) فضايي برابر چند موزه  Q.B لازم است.


وسعت نظر و دورانديشي افرادي چون مرحوم مرتضي مميز در گرافيك، پرويز تناولي در مجسمه سازي و ماركو گريگوريان در نقاشي، هنرمندان شاخص و تاثيرگذاري را به جامعه ي تجسمي معرفي نموده و اين سه عزيز را از مشغوليت به خود به تفكر ارتقاء جمعي رهنمون شد . ... و اين گونه 165 سال عكاسي اين مرز و بوم در چند اتاق و سالن كوچك و در فضايي محدود و تحت فشار اولويت ها و مصلحت ها گنجانده شد. هيچ يك از نمايشگاهها  و فعاليت هاي اجرايي كه توسط خانم قبائيان با علاقه و غالبا با مقاصد فرهنگي و معرفي عكاسي ايران به دنيا انجام شد چنين انتقاد برانگيز و پر اشكال نبود و شايد تاكنون مسئوليت  به اين اندازه بزرگ نبود و عناوين انتخاب شده براي نمايشگاه ها تا اين حد توجه برانگيز و مسئوليت زا نبودند.
اميد است در آينده، توجه به حساسيت ها و موقعيت ها بيشتر شده و نمايشگاههاي كم نقص تري از عكاسي ايران در چهارگوشه جهان برگزار شود تا آينه ي حداكثر نماي قابليت هاي عكاسان شاخص ايراني باشد.

 جهان هميشه چنين است گرد گردان است
هميشه تا بود آيين گرد گردان بود
همان كه درمان باشد به جاي درد شود
و باز درد همان كز نخست درمان بود

                                                                  رودكي

                                    

[چاپ]      نظرات شما [0]   


چهارشنبه 2 دي 1388    5:25:05 AM

خانه

از بیستم آذر سال جاری نمایشگاهی از عکس های «مهرداد نراقی» با عنوان «خانه» در گالری راه ابریشم برپا شده بود . این مجموعه شامل 20 عکس رنگی در ابعاد 70×50 سانتیمتر بود که تا یکم دی ماه مورد بازدید علاقمندان گرفت.


Photo by: Mehrdad Naraghi

نوشته زیر در ابتدای این نمایشگاه آمده بود :

                                                           خانه

خالی بودن خانه هایی که توسط صاحبانشان رها شده اند زیبا هستند و برای من عجیب. گذشته از این ها اما معمولا داستانی تاثر انگیز در هر خانه ی خالی جاری است.مهاجرت اجباری، فروش خانه به خاطر فشارهای مالی، بزرگ شدن بچه ها، پراکنده شدن خانواده و مرگ صاحبخانه یا آخرین باقی مانده از خانواده ای عظیم.

این احوالات چون روح در فضای خالی خانه سرگردان اند.  اشیایی که فراموش شده اند،وسائلی از کار افتاده که خاصیتشان را از دست داده اند و اشیائی که بخت یارشان نبوده و چون یاد آور خاطره ای تلخ بوده اند به عمد جا گذاشته شده اند تا فراموش شوند.

زمان دلیل اصلی این متروک بودن است .وعکس هایی از مهمانی  های خانوادگی، تولدها ،جشن های عروسی که روی گنجه جا مانده اند گذر زمان را یاداوری می کنند.
گذری که از شلوغی به سکوت منتهی شده است.
ولی این سکوت ، سکونی مرگ آور نیست.

لحظات زنده به حیات خود ادامه می دهند. و ما را به پرسشی رهنمون می شوند:
کدام حقیقی تر است؟ فردی در ذهن ما که روی صندلی نشسته است یا صندلی خالی؟
این ویژگی منحصر به فرد آدمی است که حتی وقتی جسمش حاضر نیست ،
حضورش حس می شود. حضوری که می توانیم آنرا احساس کنیم،  بشنویم و ببوییم.


Photo by: Mehrdad Naraghi


Photo by: Mehrdad Naraghi


Photo by: Mehrdad Naraghi


Photo by: Mehrdad Naraghi


Photo by: Mehrdad Naraghi


Photo by: Mehrdad Naraghi


Photo by: Mehrdad Naraghi


Photo by: Mehrdad Naraghi


Photo by: Mehrdad Naraghi

 

[چاپ]      نظرات شما [0]   

آرشيو

مرداد 1389
تير 1389
خرداد 1389
ارديبهشت 1389
فروردين 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهريور 1388
مرداد 1388
تير 1388
خرداد 1388
ارديبهشت 1388
فروردين 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهريور 1387
مرداد 1387
تير 1387
خرداد 1387
ارديبهشت 1387
فروردين 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهريور 1386
مرداد 1386
تير 1386
خرداد 1386
ارديبهشت 1386
فروردين 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهريور 1385
مرداد 1385
تير 1385
خرداد 1385
ارديبهشت 1385
فروردين 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهريور 1384
مرداد 1384
تير 1384
خرداد 1384
ارديبهشت 1384
فروردين 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهريور 1383
مرداد 1383
تير 1383
خرداد 1383
ارديبهشت 1383
فروردين 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهريور 1382
مرداد 1382
تير 1382
خرداد 1382
ارديبهشت 1382
فروردين 1382
اسفند 1381
بهمن 1381


webmaster@iranqpg.com