
هر سال اينروزها يادش عجب بر دلمان مي نشيند . كسي كه ما را وادار ميكرد تا به ثبت حقيقت بپردازيم . انرژي داشت و انرژي مي داد چه در دانشكده و چه در خيابان وقتي تنها قدم ميزدي. انگار براي اين كار زاده شده بود. با چاپ كتاب مجموعه آثارش در آلمان مي توان پي برد كه او درميان عكاسان جهان چه جايگاهي دارد. تيتر مسعود بهنود براي مطلبي درباره كاوه اين است : « آن که با دوربینش، جهان را گریست » كاوه گلستان كسي بود كه همواره به دنبال حقيقت بود . پشت اين كتاب نفيس كه در سال ۲۰۰۷ به چاپ رسيده بعد از مطلب كوتاهي از شيرين نشاط همان نوشته بسيار تاثير گذار خود كاوه آمده است :

این چشمها، چشمهای من شاهد حقیقت های زیادی بودند . شاهد سختی های زیادی در کشور من بودند .
یک بار یکی از رزمنده ها که یکی از چشمهایش را از دست داده بود به من گفت برای دیدن هدف فقط یک چشم کافی ست .
و برای هشت سال من با یک چشم به مرگ نگاه می کردم ...
حالا دیگر هیچ چیز مرا نمی ترساند . هیچ چیز حیرت زده ام نمی کند ...
من نهایت آنرادیده ام . من می خواهم صحنه هایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد ...
می توانی نگاه نکنی می توانی خاموش کنی مي توني هويت خود را پنهان كني، مثل قاتل ها.
اما نمی توانی جلوی حقیقت را بگیری. هیچ کس نمی تواند ."
براي ديدن تعدادي از صفحات كتاب : Kaveh Golestan 1950-2003 - Recording the Truth in Iran به آدر س انتشارات آلماني hatje cantz مراجه كنيد .