پنجشنبه 29 بهمن 1383
11:59:21 ق.ظ
|
|
برف امسال حسابي همه چي را به هم ريخته ...
سال گذشته در اين ايام براي ساخت فيلم مهدي وثوق نيا همراه با تيم فيلم سازي به ماسوله رفته بوديم. سفر به ياد ماندني بود. امسال نيز قرار بود براي ادامه كار روزهاي تاسوعا و عاشورا را در ماسوله باشيم ولي وجود برف برنامه مان را به هم زد. بعد با يكي از دوستان نويسنده ام تصميم گرفتيم تا سه روز تعطيلي را در يكي از روستاهاي دور افتاده الموت بگذرانيم كه متأسفانه مطلع شديم راه هاي آنجا هم بسته است. خلاصه اينكه برف امسال حسابي همه چي را به هم ريخته. شايد تقدير اينطوريه كه امسال ايام تاسوعا، عاشورا را بعد از چند سال در قزوين باشم!!؟
[چاپ]
نظرات شما
[0]
|
|
دوشنبه 26 بهمن 1383
09:25:31 ق.ظ
|
|
مهم ثبت حقيقت است
اتفاق هايي در دنيا رخ ميدهندکه موجب تحولات عظيم ميشوند، مانند: جنگها، شورشها، فجايع و مصيبتهاي طبيعي که بايد به شيوهاي كاملا بيطرفانه نشان داده شوند.
امروزه تلويزيون باعث ميشود ما خود را آگاه به تمام وقايع دنيا بدانيم، در حالي كه به دليل تحريف واقعيتها، روز به روز و به سرعت در مسير بيخبري در حركتيم. در چنين اوضاعي عكس مستند نقش عظيمي در اطلاعرساني به مردم ايفا مي كند. عكس خبري به دليل انتشار گسترده آن در نشريههاي مختلف، بيش از هر شاخه ديگر عكاسي بر افكار و عقايد مردم اثر ميگذارد. به اين دليل لازم است كه عكاس خبري از كمال امانت و آگاهي نيرومندي برخوردار باشد تا بتواند با درك صحيح موضوع، آن را ثبت و عرضه كند.
امروزه عكاسان به صحنه خوانده ميشوند؛زيرا در دورهاي مهم و خطير زندگي ميكنيم. تاريخ ما را به لبه عصري واقعگرايانه پيش ميبرد كه تا كنون سابقه نداشته است.
عكس از: جاسم غصبانپور
با چنين شرايطي،كاوه گلستان نماينده شايسته عكاسان مستند خبري در ايران بوده و هست.كسي كه زندگيش را وقف عكاسي كرد.
" من ميخواهم صحنههايي را به تو نشان دهم كه مثل سيلي به صورتت بخورد و امنيت تورا خدشهدار كند و به خطر بيندازد. ميتواني نگاه نكني، ميتواني خاموش كني، مي تواني هويت خودرا پنهان كني، مثل قاتلها. اما نميتواني جلوي حقيقت را بگيري، هيچ كس نميتواند. "
كاوه گلستان جمع اضداد بود. پديدهاي متناقض، شايد همين باعث انرژي بي حد و خلق آثار مختلف ميشد. از معدود كساني بود كه فروتنانه به گذشته و پشتوانه فرهنگي خود اشارهاي نمی کرد و براي همين عطش تجربه و توليد داشت. پشت چيزي مخفي نميشد. بي آنكه بخواهيم او را به اسطورهاي فيالبداهه تبديل كنيم، هر چه حسن در دنياست، در او ميبينيم.از بهترين و ماندگارترين گزارشهاي تصويري قبل از انقلاب، ميتوان به مجموعه عكسهاي كارگر، روسپي و مجنون كاوه گلستان اشاره كرد.گلستان در اين سه گزارش ما را به ديدار با كارگران ساختمان، روسپيهاي شهرنو و كودكان بيمارستان رواني دعوت ميكند.
عكس هاي او نه تنها تصويرگر انسانهاي بدبخت و فقير، بلكه تصاويريهستند از ماهيت درد و رنجي كه بر انسان ميرود.
عكسهاي انقلاب و جنگ كاوه او را به اوج رساند و حالا ميتوان گفت جزو ماندگارترينها به حساب مي آيند. عكسهايي كه نزديك به سه دهه در رسانههاي مختلف به نمايش درآمده است. تصاويري گويا از خشونت، زيبايي، انتقام، ايثار و...
كاوه خود چنين ميگويد:" من از همان ابتدا عكاسي را وسيلهاي دانستم براي طعنه زدن به يك سري ارزشهايي كه در جامعه مطرح بود. خيلي مشخصتر؛ ميخواستم با گرفتن عكس از شرايط ناهنجار زندگي مردم و نشان دادن آن به آدمهاي مرفه، خاري در چشمشان فرو كنم... عكس براي من يك وسيله براي مبارزه اجتماعي بود. من زياد به هنر عكاسي كاري ندارم، هنر دارد، ولي هنر اين جور عكاسي در بيهنري آن است. در برخوردهاي مستقيم آن با واقعيت و انتقال درست واقعيت."
عكس از: جاسم غصبانپور
دغدغه كاوه رسانه بود، عكاسي نبود. عكاسي وسيلهاي بود؛ بهانهاي بود براي به تصوير كشيدن آنچه وجود دارد. براي او فرقي نميكرد دوربين عكاسي باشد يا فيلمبرداري.
کاوه گلستان فيلم كوتاه "ثبت حقيقت" را در دسامبر1991 ساخت. موضوع اين فيلم که مصاحبه با چند روزنامه نگار، نويسنده و متفكر ايرانی در داخل و خارج از کشور است تلاشي بود بسيار ساده در مورد ناسازههايي كه ضرورت مستندنگاري را در جامعه تحت تاثير قرار ميدهند، جامعه ای كه حقايق ايدئولوژيكي، هرچند نامعقول، تثبيت شده اند. البته اين فيلم بلافاصله پس از ساخت توقيف شد.
همچنين ميتوان به فيلم ديگري كه درباره وضعيت موسسه نگهداري كودكان عقب افتاده ذهني ساخته بود، اشاره كرد كه او با ساخت اين فيلم حقايقي را روشن كرد كه باعث شد حكم مجازات تعليقي برايش صادر شود.
عكس از: جاسم غصبانپور
" اين چشمها، چشمهاي من، شاهد حقيقتهاي زيادي بودند، شاهد سختيهاي زيادي در كشور بودند. دوربين من حقيقت را ثبت ميكند."
او در پي ثبت حقيقت در روز سيزده فروردين هزار و سيصد و هشتاد و دو در سليمانيه عراق كشته شد.
دبيرخانه دومين جايزه سالانه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان
متن فراخوان مسابقه
[چاپ]
نظرات شما
[0]
|
|
شنبه 24 بهمن 1383
01:22:23 ب.ظ
|
|
بحران برف
در اين روزهاي سرد بايد از عكاسان بحران كمك گرفت!!! بسياري از برنامه ها طي اين روزهاي برفي بهم ريخته؛ هيچكس در ذهنش باور نداشت كه برف به اين صورت تهران را سپيد پوش كند.
چند عكس از ابراهيم صافي كه از زعفرانيه تهيه كرده را ببينيد.
[چاپ]
نظرات شما
[1]
|
|
سه شنبه 20 بهمن 1383
07:35:42 ق.ظ
|
|
تبريك به دوستان نويسنده
روز گذشته كه سري به سينماي مطبوعات جشنواره فجر زده بودم، جداي از برنامه هاي جشنواره كه چنگي به دل نمي زد ديدار دوستان بسيار لذت بخش بود. و بودن با دوست و استادم حسن لطفي و شنيدن خبر كانديد شدن كتابش براي دريافت جايزه كتاب سال بر اين لذت افزود. امسال، كتاب "روايت دوم" حسن لطفي همراه با "وسوسه هاي ارديبهشت" علي قانع و "قدم خير مادر بزرگ من بود" يوسف عليخاني سه كانديد از 14 كانديد داستان كوتاه هستند. اين حضور پر رنگ جاي تبريك و آفرين دارد.
متن خبر
[چاپ]
نظرات شما
[2]
|
|
شنبه 17 بهمن 1383
07:29:45 ق.ظ
|
|
سلف پرتره (من مسیح هستم)
عكسهايي از مهرنگار فريبرز در سايت زنان ايران
[چاپ]
نظرات شما
[1]
|